زمان کنونی: 12-07-2019, 02:51 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)



تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران


ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امتیاز موضوع:
 
تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
نویسنده پیام
ميلاد خليلي
Unregistered

 
ارسال: #1
تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
خوابــگاه دختران ( شـب امتحان )



سکـانس اول : ( دخــتر « شبنم » نامی با چـند کتـاب در دسـتش وارد واحــد دوستش « لالـه » می شود و او را در حــال گریه می بیــنـد . )

شبنم :ِ وا !… خاک بـرسرم ! چــرا داری مثــل ابـر بهـار گریـه می کـنی ؟!

لالـه : خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم . ( همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد . )

شبنم : بگـو ببـینم چی شـده ؟

لالـه : چی می خواســتی بشـه ؟ امروز نـتیجه ی امتـحان < آناتومی !!! > رو زدن تــو بُــرد . منــی که از ۶ مـاه قبـلش کتابامـو خورده بــودم ، مـنی که بـه امیـد ۲۰ سر جلـسه ی امتحــان نشـسته بودم، دیــدم نمــره ام شـده ۱۹ !!!!!! ( بر شـدت گریه افزوده می شــود )

شبنم : ( او را در آغــوش می کشـد ) عزیـزم … گـریه نـکن . می فهـممت . درد بـزرگیــه ! ( بغـض شبنم نیز می ترکـد ) بهتـره دیگـه غصه نخـوری و خودتـو برای امتحـان فـردا آمـاده کنـی . درس سخت و حجیــمیـه . می دونی کـه ؟

لالـه : ( اشک هایش را آرام آرام پـاک می کنـــد ) آره . می دونـم ! امـا من اونقــدر سـر ماجـرای امـروز دلم خـون بـود و فقط تونـستم ۸ دور بخـونم !
می فهـمی شبنم ؟ فقط ۸ دور … ( دوبـاره صـدای گریـه اش بلـند می شود ) حالا چه جــوری سرمـو جلوی نـازی و دوستـاش بلـند کنـم ؟!!

شبنم : عزیزم … دیگــه گریه نکن . من و شهــره هم فقط ۷ – ۸ دور تـونســتیم بخـونیم ! ببـین ! گریـه نکن دیـگه . فکـر کردن به ایـن مســائل کـه می دونـم سخــته ، فایده ای نـداره و مشــکلـی رو حـل نـمی کنـه .

لالـه : نـمی دونـم . چـرا چنـد روزیـه که مثـل قدیم دلـم به درس نـمیره . مثـلاً امـروز صبــح ، ساعـت ۵/۷ بیـدار شـدم . باورت مـیشه ؟!

( در همیــن حال ، صـدای جیــغ و شیـون از واحـد مجـاور به گوش می رسـد .
اسـترس عظیـمی وجـودِ شبنم و لالـه را در بر می گیــرد ! دخـتری به نـام « فرشــته » با اضـطراب وارد اتـاق می شـود . )

شبنم : چی شـده فرشــتـه ؟!

فرشــته : ( با دلهــره ) کمـک کنیـد … نـازی داشت واسـه بیــستمـین بـار کتــابشـو می خـوند که یـه دفعــه از حـال رفت !

شبنم : لابــد به خـودش خیلی سخــت گرفته .

فرشــته : خب ، منــم ۱۹ بـار خونـدم . این طـوری نـشدم ! زود باشیــد ، ببـریـمش دکتــر . ( و تمــام ساکنـین آن واحـد ، سراسیـمه برای یاری « نــازی » از اتـاق خارج می شـونـد . چـراغ ها خامـوش می شود . )



خوابــگاه پســران ( شـب امتحان )



سکــانـس دوم : ( در اتـاقی دو پـسر به نـام های « مهـدی » و « آرمــان » دراز کشــیده انـد . مهـدی در حال نصـب برنـامه روی لپ تـاپ و آرمـان مشغــول نوشــتـن مطالبی روی چـند برگـه است . در هـمین حـال ، هم اتاقي شـان ، « میـثــاق » در حـالی که به موبایـلش ور می رود وارد اتــاق می شـود )

میثـــاق : مهـدی … شایـعه شـده فـردا صبــح امتـحان داریـم .

مهـدی : نـه ! راســته . امتـحان پایــان تــرمه .

میثــاق : اوخ اوخ ! مــن اصـلاً خبـر نـداشـتم . چقـدر زود امتـحانا شـروع شــد .

مهـدی : آره … منــم یه چنـد دقـیقه پیـش فهمـیدم . حالا چیــه مگـه ؟! نگـرانی ؟ مگـه تو کلاسـتون دختـر نداریـد ؟!

میثــاق : مـن و نـگرانی ؟ عمــرا ً!! ( بـه آرمــان اشــاره می کنـد ) وای وای نیگــاش کـن ! چه خرخـونیــه این آقـا آرمـان ! ببیــن از روی جـزوه های زیـر قابلمــه چه نـُـتی بـر می داره !!

آرمـــان : تـو هم یه چیزی میگــیا ! ایـن برگـه های تقـلبه کـه ۱۰ دقیـقــه ی پیـش شـروع به نـوشتـنــش کردم . دختــرای کلاس مـا که مثـل دختـرای شما پایـه نیســتن . اگـه کسی بهت نـرسوند ، بایــد یه قوت قلــب داشته باشی یا نـه ؟ کار از محکـم کاری …

مـهدی : ( همچــنان که در لپ تاپــش سیــر می کنـد ) آرمــان جـون … اگه واسـت زحمـتی نیست چنـد تا برگـه واسه مـنم بنـویس . دستـت درست !

در همیـن حــال ، صـدای فریـاد و هیاهـویی از واحـد مجـاور بلـند می شود . پسـری به نـام « رضـا » با خوشحـالی وسط اتـاق می پـرد )

میـثــاق : چـت شده ؟ رو زمــین بنـد نیـستی !

رضــا : استقلال همین الان دومیشم خورد !!!

مهـدی : اصلا حواسم نبود . توپ تانک فشفشه …...!!! پرسپولیس قهرمان میشه خدا می دونه که حقشه …………… و تمــام ساکنیـن آن واحـد ، برای دیـدن ادامـه ی مسـابقـه به اتاق مجـاور می شتـابنـد . چراغ هـا روشــن می مانند ………

H

منبع niksalehi.com
01-13-2011 04:55 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

کندری آفلاین
کاربر معمولی
*

ارسال ها: 11
تاریخ عضویت: Jul 2009
اعتبار: 0
ارسال: #2
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
سلام ميلاد جان..قشنگ بود مرسي
01-14-2011 08:06 PM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

الناز زمانی آفلاین
کاربر فعال
**

ارسال ها: 22
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 1
ارسال: #3
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
سلام
ما هم از بخت بد 3-4 ماهه خوابگاه نشین شدیم ولی از این خبرا نیست ...متاسفانه!
شاید چند تا سکانس یک هفته اخیر خوابگاه ما هم جالب باشه :

سکانس اول
صبح - داخلی - اتاق 101
الهام : وری وری . دیرت بی . وری .......پ سی نمی رسی ؟ وریس . . . استادت مره ... مه نمحای درست حذف کنی ؟ بلند با دیه
الناز : برو عامو بینم . صب اول صبی سگ میره دانشگا ؟ ! ! !
الهام : خو پاس که نونی کنی . پ حد اقل وری رو دٌم سر کاریا حذف اضطراریش
الناز : (خواب آلود در تخت) حالو می رم . یه نیم ساعت دیگه بخوابم

"این پلان بار ها و بارها از 8:30 صبح تا حدود 11:30 تکرار می شود"

ظهر - داخلی- اتاق 101
الهام الناز را زیر بغل زده با داد و فریاد که به دلیل شامل بودن فحش های لری سانسور گردیده به داخل دستشویی پرتاب می کند .

النازدرون دستشویی بیدار شده و به خود می آید : ساعت چنده ؟
الهام : 12:30
الناز : خوب حالو که دیگه ظهره مسئول آموزش رفته . می ذشتی بخوابم .

این بار الهام الناز را را با اردنگی از سوییت پرت می کند بیرون و الناز از ترس دست به سنگ شدن لر فوراً خود را به دانشگاه می رساند.

سکانس دوم
شب - داخلی - ورودی خوابگاه
نگهبان به الناز که پشت در مانده : شما که بازم تاخیر داری ! کجا بودی تا این موقع ؟
الناز : برف بازی
فرم تاخیر 1 ساعته را پر می کند و به اتاق الهام می رود . (و احتمالا فردا حراست و کمیته انضباطی و ...به خاطر تاخیر)
الهام : سلام .چی کردی ؟ و کجا رسونیش؟
الناز : .گفتن 9 واحد بیشتر نداری نمی شه حذف کنی . از حد مجاز کمتره . فکر می کردم 12 تا دارم !!!! ........ ولی یه چیز جالب فهمیدم ! دیروز وقت انتخاب واحد تموم شده الهام . من که اصلا نمی دونسم ! ! ! ایو دیگه چی کار کنم ؟؟؟
الهام : ای بواه . ایسه ماها چی کنی ؟؟؟ تو خو یه جلسام سرکلاسش نرتیه. امتاحانش کیه؟
الناز:هفته ی دیگه ...چه میدونم . ولش کن حالا فعلا بیا بریم کارتن جدید خریدم ببینیم.
الهام:خاک د سرت ای سوسول بازیا چینه؟ تو آدم نموایی؟ یا خویی یا یه سره وا ای لب تاپت ور مری. وری خوته جم کو تا روییم کشتی بیریم.
الناز:پس بیو بیریم اتاق ما ولی من گشنمه اول فکر شام باش.

سکانس سوم
نیمه شب-داخلی -اتاق 101
الهام و الناز در حال کشتی گرفتن هستند که نسرین طبق معمول(چنان که که گویی" در " اصلا اختراع نشده ) با لب تاپش شیرجه می زند داخل اتاق : مگه شما دوتا امتحاناتون شروع نشده؟
الناز: ای که رشتش ورزشه میره 4 تا روپایی می زنه نمره میگیره درس خوندن نداره !!!منم از کار و زندگی وا کرده.
الهام : اولا ورزش نه "تربیت بدنی" دوما مخواه هنی نملم چرویام زیاد با ، تو اگه دوتا ریپایی زایی ، وا او رشتت ! آخه لئیم کاری وا کنترولم درس خونه داره ؟!! آخرش دکترام بیره مشه "ریموت "
نسرین :حالا دعوا نکنید بیاین یه ایمل جدید توپ دارم ببینین.
کلیپ رقص قاسم آبادی را باز کرده و به آنها نشان می دهد و سه تایی آنقدر سروصدا می کنند که شهین و مهین و اقدس و ... همه از اتاق های مجاور به نشانه اعتراض به داخل اتاق هجوم می آورند که نصفه شب است می خواهیم بخوابیم و .... احتمالا فردا دوباره دفتر امور خوابگاه ها و .... به خاطر عدم رعایت حقوق همسایه ها

سکانس چهارم
یک هفته بعد
شب - داخلی - اتاق 101
الهام و الناز پشت لب تاپ نشسته و برای بار 5672 ام با دقت کلیپ رقص قاسم آبادی را تماشا میکنند .الهام چنان به وجد آمده که لحجه اش را از یاد برده و با جدیت تمام کلیپ را نقد می کند.
الهام : عنصر اصلی و بسیار مهمی که تو این رقص قابل توجه عنصر عجله است .
بعد فیلم را عقب برده و به مردی که با شروع موسیقی با سرعت تمام و به جواد ترین شکل ممکن شروع به دویدن می کند و لنگ و لگد می اندازد اشاره کرده و دوباره حرفش را تاکید می کند .
الناز : بله کاملا درسته . و نکته ی بسیار مهم دیگه ای که باید در موردش حرف زد و بسیار به هماهنگی فرم و محتوا در این اثر کمک می کنه ، شلوار کردیه . به گشادی شلوار ها دقت کنین . چه هارمونی درخشانی در کار به وجود آورده !.....

الهام : آفرین . آفرین به مسئله ی خیلی خوبی اشاره کردی .... همچنین مسئله ی جدیت در هنگام رقص ....
در باز شده و نیلوفر وارد می شود . ( کلا اینجا حریم خصوصی معنی نداره . همه میان ، میرن ، ...)
نیلوفر : (با تعجبی آمیخته با خشونت)چی کار دارین می کــنیـــــــــــــــــــــــن ؟!!!! میشه شما تو این مدت امتحانا این قدر دوستی هاتونو تقویت نکنین ؟ مگه شما صبح امتحان ندارین ؟!!!! یک ترمه داریم این جا زندگی می کنیم به اندازه ی این یک هفته تفریح و سرگرمی نداشتیم . همش افتادین پای هم به مسخره بازی !

الناز و الهام سر هاشان را پایین انداخته و ادای خجالت کشیدن در می آورند.

الناز : (در حالی که ناخونش را می جود) خوب نیلوفر من روحیه و انگیزه درس خوندن ندارم ...حوصلم نمیشه .
الهام : آره .....راست می گه ..... اصلا این جا هیچ روحیه ای برای ما باقی نذاشته .... افسرده شدیم . رفتار های نامناسبی باهامون میشه .... ....
بعد یک بحث روانشناختی - اجتماعی - اقتصادی - آسیب شناسی - سیاسی - فلسفی - ....ای در می گیرد که تا به حال نظیرش را ندیده ای.
( بحث آن قدر جدی و حیاتی است که فکر می کنی با 3 تا روشنفکر گنده یا 3 تا متخصص آسیب شناس اجتماعی مواجهی !!!!! حتی باور نمی کنی کسی که با این همه ریز بینی جزئیات، درباره آثار مخرب ناشی از فشار های اجتماعی و رفتار های غیر انسانی در جامعه ی ایرانی بر روحیات جوانان و انگیزه های تحصیلیشان حرف می زند ، همان الهام لر است .)

بالاخره با یاد آوری نیلوفر بعد از 2ساعت و 47 دفیقه حرف زدن بحث پایان می گیرد.او هم از درس خواندن افتاده و حالا می شود دوباره جانگولر بازی را از سر گرفت .)

الهام و الناز مرحله ی آموزش را پشت سر گذاشته و به مرحله ی اجرا رسیده اند.
نیلوفر فیلم برداری می کند و آن ها قاسم آبادی می رقصند ....


سکانس پنجم
نزدیک صبح - داخلی - همان اتاق
الناز : 3 ساعت دیگه امتحان شروع میشه . هنوز نخوندیم .
نیلوفر : من که گفتم یک ترمه اینجاییم هیچ کس با هیچ کس حرف هم نمی زد، همین یک هفته آخری دوستی هامونو تقویت می کنیم ، بحث فلسفی می کنیم ، همه ی دردا و غم و غصه ها و عقده های طول تاریخ زندگیمون یادمون میاد ، همه ی خاطرات از کودکی تا امروزمونو تعریف می کنیم ، همه ی مشکلات جسمی و روحیمونو همین الان یه دفعه با هم می خوایم حل کنیم ، ورزش صبح گاهی میریم ، هر چی از اول ترم تا حالا از گشنگی می مردیم الان با وسواس و دقت و سلیقه ی تمام آشپزی می کنیم . با هم کارتون می بینیم ، 90 می بینیم ، فیلم می بینیم ، دیگه برنامه ای نیست که تلوزیون پخش کنه ما نبینیم . به هم محصولات فرهنگی از کتاب شعر و رمان تا جدید ترین آلبوم های موسیقی و سایت های سیاسی و ... معرفی می کنیم .
.............
........................
......................................

و خلاصه این زندگی ماست . و نه این که حتی فکر کنید تو 2- 3 ساعت آخر تند تند یه نگاهی به جزوه ها میندازیم ، چرا که خسته ایم و به این نتیجه می رسیم که بهتره قبل از امتحان یه کم بخوابیم . فردا هم خدا کریمه .

و فردا لهام با یک جعبه شیرینی بر میگرده خوابگاه چون اون قدر بهش تقلب رسیده که احتمالا پاس میشه . ولی من بازم نفهمیدم آخه ورزشم شد رشته ! ! !
................................................................................​................................................................................​.................................

Idea
01-17-2011 02:05 AM
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

ایمان صادقی
Unregistered

 
ارسال: #4
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
اين شرايط فكر كنم براي اكثر بچه ها صادق باشه .... اونم براي استرس هستش.
من خودم كه تمام كارهاي زندگيمو ميزارم وسط امتحان هاي آخر ترم انجام ميدم.
01-17-2011 02:45 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

mehdii_59 آفلاین
کاربر خیلی فعال
****

ارسال ها: 46
تاریخ عضویت: Sep 2011
اعتبار: 0
ارسال: #5
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
سلام. ياد صحبت يكي از بزرگان افتادم :
" امتحان هاي زندگي به مراتب سخت تر و دشوارتر از امتحانات پايان ترم است"
اميدوارم همه مون بتونيم از اين امتحانات سربلند بيرون بيائيم.

وسيع باش و تنها و سربه زير و سخت.
"سهراب سپهري"
09-15-2011 07:17 PM
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

arezu آفلاین
همکار انجمن
****

ارسال ها: 9
تاریخ عضویت: Oct 2014
اعتبار: 0
ارسال: #6
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
عالي بود

بسیار سفر باید
تور کیش
10-12-2014 01:15 PM
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

نازنین زهرا91 آفلاین
کاربر معمولی
*

ارسال ها: 12
تاریخ عضویت: Jun 2016
اعتبار: 0
ارسال: #7
RE: تفاوت شب های امتحان در خوابگاه دختران و پسران
عالی بود. الان دیگه اکثرا شب امتحانی شدن.

تور تایلند
تور ترکیه
تور مالزی
08-17-2016 04:39 PM
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

ارسال موضوع  ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: